محمد نعيم

22

شرح مثنوى ( فارسى )

است يا مانند آواز سخن است كه ناشى از فكر و انديشه است كه صورت آواز سخن ناشى از فكر و انديشه است . پس صورت سخن هميشه از بىصورتى فكر و انديشه پيدا مىشود ، باز آن صورت متلاشى شده ، در درياى بىصورتى بازمىگردد . [ 1142 ] پس تو را هر لحظه مرگ و رجعت است * مصطفى فرمود : دنيا ساعت است 15 چون صورت سخن از بىصورتى انديشه پيدا مىشود و باز آن صورت معدوم شده در درياى بىصورتى بازمىگردد ؛ پس هر لحظه و هر لمحه موجود مىشود و باز معدوم مىگردد چون هرآن و هر لحظه صورت سخن موجود شده باز معدوم مىگردد ؛ پس از اين جهت پيغمبر « 1 » خدا فرمود كه دنيا يك ساعت است كه در ساعتى معدوم مىگردد و در ساعتى ديگر پيدا و « 2 » موجود مىشود . نزد بعضى حكما تجدّد امثال چنانچه در اعراض جائز است ، 16 در جواهر نيز جائز است ؛ و جماعتى كه منكر تجدّد امثالند ، مىگويند : اگر تجدّد امثال جائز بود ، لازم آيد كه احكام شريعت مانند ديت و قصاص و ساير حدود باطل شود . چه مثلا زيد جانى در زمان ثانى غير موجود است . پس بر اين تقدير ، احكام حدود بر غير جانى جارى شود . چرا كه زيد جانى در كتم عدم متوارى است ، نيست موجود مگر مثل آن زيد . مخفى نماند مثلا « 3 » مجنىّ عنه - كه عبارت از مقتول است - چنانچه زيد قاتل در زمان ثانى غير موجود است و نيست موجود مگر مثل / A 9 / آن زيد ، همچنين آن مجنىّ عنه نيز غير موجود است ، نيست موجود مگر اولياى آن مقتول كه مثل آن مقتولند . چون عدم وجود مقتول موجب عدم جريان قصاص نيست ، پس عدم وجود قاتل نيز موجب بطلان قصاص نباشد و امر شرايع باطل نشود ، چنانچه به تيمّم خلف ماء شده اثبات وضو مىكند « 4 » اين نيز همچنين باشد و تجدّد امثال جائز بود .

--> ( 1 ) . ش : پيغامبر . ( 2 ) . ش : - پيدا و . ( 3 ) . ش : - مثلا . ( 4 ) . س : + و .